درود بی پایان

مطلب زیر را بخوانید و نظر دهید .....
چندی پیش به تلفون من تماسی گرفته شد و شخصی نا شناس که خودش رو معرفی نکرده بود با زبان خشم و نفرت شروع کرد به تهدید کردنه من و صحبتهایی نظیر اینکه اگه وبلاگتو نبندی میکشیمت و مطالبت سیاسی رو از وبلاگت بر دار و... از این قبیل صحبتها ولی من سعی میکردم با صحبتهای منطقی جواب این شخص رو بدم که متاسفانه فایده نداشت و انگار این ادمها توانایی تحمل هیچ صحبتی رو ندارند و هدفشون فقط کشتن مخالفان است . من تا خون در رگهایم هست و تا قلم به دست دارم دست از این فعالیت نخواهم کشید و برای کشورم و حتی برای خودم هم که شده مینویسم و تمام تلاش خودم رو در بیان حقایق به کار میبرم
ببینید عربها به چه شکل به ما یادند که به خودمان توهین بکنیم و ما هم میکنیم:
برای مثال در زمانی که یک سگ صدایی از خودش در میاورد ما میگوییم که پارس میکند. در صورتی که این رو عربها به ما یاد دادند وقتی سگ صدایی از خودش در میاوردد انها میگفتند که ان سگ پارسی صحبت میکند .به صورتی که ما را با سگ مقایسه میکردند و در صورتی که پارسی زبان و تژاد ما بوده.
مثالی دیگر در زمانی که کسی حرف مزخرف (( چرت و پرت)) میزند میگوییم دری وری میگوید . در صورتی که در زمان حمله اعراب زبان دری زبان دربار ایران بوده است.
مثالی دیگر وقتی که یک بچه یا کسی برای دادن جواب کسی اره میگوید ما میگوییم چقدر بی ادب است در صورتی که اری کلمه کاملا فارسی است.
صحبتهای بالا سخنی بود از افشین ب دکترای فرهنگ و تاریخ بود که بسیار زیبا به این موضوع اشاره کرده بود که شاید کمتر کسی به این معضله زبان توجه کرده بود در حالی که خوده ما ایرانی ها از روی نادانی به خودمان و فرهنگمان توهین میکردیم.

چرا نباید تابع دینه اسلام باشم؟
ایا به نظر شما درست است که ما مسلمان باشیم در صورتی که همه میدانیم که دینه اسلام به زور به ما داده شده با بریدنه سرهای پدرانمون با تجوز به مادران و خواهرانمان با اتش زدنه پدران و مادرانمان و با اواره کردنه اجدادمون. ایا باید سره تعظیم فرو اورد و مطیع اسلامی بود که به این شکل به ما و اجدادمان داده شده؟؟؟

دانشگاه قبرستان نیست
اين روزها از گوشه و کنار خبر مي رسد رژيم در ادامه پروژه دفن شهيد در دانشگاه، اين بار دانشگاه امير کبير و پيام نور را هدف قرار داد است. اين بار نيز مسئولين در نظر دارند در روزهاي تعطيل و ايامي که دانشجويان در دانشگاه حضور ندارند اين مراسم را اجرا کند. اين اقدام که تنها چندي پس از دفن شهيد در دانشگاه تهران – دوره پيش از امتحانات دانشگاه زماني که دانشجويان در دانشگاه نبودند – انجام مي شود خشم دانشجويان را بر انگيخته است. در جريان دفن كشته شدگان در دانشگاه تهران مسئولين برگزار کننده اين مراسم گروههاي بسيجي را از نقاط مختلف تهران توسط وسايل نقليه و با پخش غذا به صورت گسترده در ميان اين افراد به دانشگاه تهران آوردند.
شوراي صنفي دانشگاه امير کبير نيز در مقابله با اين حرکت و تبديل کردن دانشگاه ها به قبرستان اقدام به جمع آوري امضا نموده است که با استقبال دانشجويان روبرو شد.
لازم به ياد آوري است که انجام اين پروژه در دانشگاه صنعتي شريف با مخالفت دانشجويان و درگيري ميان مسئولين امنيتي و دانشجويان شد و پس از آن مسئولين تصميم گرفتند اين اقدامات را در روزهايي که دانشگاه تعطيل است انجام دهند تا دانشجويان را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند.
همچنين دوشنبه صبح نيز که به علت اربعين حسيني دانشگاه تعطيل بود در محل سازمان مرکزي دانشگاه پيام نور 3 شهيد گمنام دفن شدند. لازم به ذکر است که با توجه به اطلاعات رسيده دانشگاه پيام نور که تا کنون و با توجه به شروع شدن ترم جديد هنوز نمرات ترم گذشته دانشجويان را به انان اطلاع نداده است و با توجه به ايام انتخاب واحد شلوغ ترين دوران کاري خود را داراست به جاي تلاش در جهت حل مشکلات دانشجويان اقدام به برگزاري اين مراسم و به طبع آن تاخير چند روز بيشتر در ارائه نمرات و حل مشکلات دانشجويان اين دانشگاه کرده است. اما با توجه به اقدامات اين دانشگاه در جذب دانشجو و افزايش جواناني که در اين دانشگاه تحصيل مي کنند اين گونه اقدامات مخالفت روز افزون دانشجويان روبرو خواهد شد. چنان که دانشجویان واحد مرکز تهران دانشگاه پیام نور طی روزهای اخیر با تحصن در مقابل دفتر ریاست دانشگاه به نمرات ناعادلانه و وضعیت نامناسب امتحانات اعتراض کردند. دانشجویان زمینه بسیاری از این مشکلات را روند بی رویه جذب دانشجو در این دانشگاه بدون توجه به کیفیت آموزشی عنوان کردند.
اما در مورد دانشگاه امير کبير اين اوضاع کمي متفاوت است. در دانشگاه امير کبير به علت آنکه تشکلات دانشجويي و خصوصا دانشجويان کمونيست اين دانشگاه سابقه طولاني تري در مبارزات دانشجويان دانشگاههاي ايران دارند، مسئولين دچار مشکلات بيشتري خواهند شد که حتي مي توان اين امر را متصور شد که حرکات دانشجويان منجر به لغو اين اقدام در دانشگاه امير کبير شود. زمان برگزاري مراسم طبق آخرين اخبار روز دوشنبه 5/12/87 اعلام شده است که انتظار ميرود با توجه به ناآرامي هاي چند روز اخير شاهد درگيري هاي مامورين امنيتي با دانشجويان معترض باشيم.

درجریان درگیریهای داخل دانشگاه و حمله چماقداران حکومتی و بسیجی ها شمارزیادی از دانشجویان مورد ضرب و جرح قرار گرفتند ودراولین روز بیش از هفتاد تن از آنها از جمله 30 دختر دانشجو دستگیر شدند .تعدادی از آنها با قید ضمانت آزاد شدند و لی هنوز سرنوشت 8 نفر به نام های مهدی مشایخی، عباس حکیم زاده، نریمان مصطفوی، مجید توکلی، احمد قصابان، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، کوروش دانشیار در زندان اوین دربند می باشند و اطلاعی از زمان آزاد شدن آنها ارائه نشده است.
دراین شرایط که دانشجویان قهرمان با همه قوای خود درجهت شکستن سد سانسور و اختناق و برقراری دموکراسی و ازادی با بیشترین تلاشها و فدارکاری ها در حال مبارزه با جهل و خرافه هستند.ما وبلاگ نویسان ار حرکت سرفرازانه دانشجویان دلاور دانشگاه امیرکبیر و دیگر دانشگاه های بپا خاسته حمایت کرده ، خود را درمبارزه برحق آنها سهیم دانسته، خواستار آزادی بدون قید و شرط همه دانشجویان دستگیر شده و خروج چماقداران و عوامل سرکوب از دانشگاه هستیم . دفن کشته شدگان جنگ را در صحن دانشگاه محکوم می کنیم و معتقدیم که این هیاهوی بسیار برای هیچ نه برای حرمت گذاشتن به کشته شدگان جبهه های جنگ بلکه برای توجیه سرکوب و اختناق و جنگ طلبی های ارتجاع حاکم است و سرپوش گذاشتن بربحران های رو به رشد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی حکومت توتا لیتر موجود است . ما معتقدیم که دفن کشته ها در دانشگاه تنها برای کنترل بیشتر برروی دانشجویان و شکستن سد محکمی است که دانشجویان مبارز بر علیه قانون شکنی ، اختناق و فساد حاکمان دردانشگاه ایجاد کرده اند . ترس حکومتگران از رشد و بالندگی درخت تناور مقاومت دانشجویان است و درجهت نابودی این مقاومت به هر خس و خاشاکی چنگ میزنند . ما معتقدیم که همه کسانی که برای آزادی تلاش میکنند باید از جنبش دانشجویی حمایت نموده و به هر طریق ممکن اخبار مبارزات آنها را درداخل و خارج کشور منتشر کرده و نگذارند که نیروهای سرکوبگر در فضای سکوت این جنبش را به شکست بکشانند.

آیا تکریم شهیدان تنها به نامیدن کوچه و خیابانی به نام آنها و یا دفنشان در انظار عمومی است؟ این روزها که جنجال دفن شهدای گمنام در دانشگاهها و مراکز عمومی بالا گرفته است، عده ای فرصت طلب مانند همیشه، مخالفین سیاسی خود و در راس آنها دانشجویان را متهم به جسارت و توهین به شهدا می کنند. در وهله اول باید گفت که آیا ممکن است کسی در ایران و یا خارج از ایران، ضد انقلاب و یا انقلابی بتواند به حرمت شهدا و جان باختگان این مرز و بوم توهین کند؟ جانباختگان این مرز و بوم، نه تنها مورد تکریم تمامی ایرانیان معاصر می باشند، بلکه در حافظه تاریخی نسل آینده نیز یاد و بزرگی این افراد باقی خواهد ماند. شهیدان و جانباختگان در راه وطن، به حکومتها تعلق ندارند . یاد و خاطره این افراد فارق از نوع حکومت و بینش دولتها، متعلق به مردم آن سرزمین باقی خواهد ماند، بنابراین هیچکس نمی تواند بگوید که دانشجویان یک دانشگاه و یا مردم یک شهر بضد انقلاب بوده و به شهیدان توهین کرده اند. فرق بین مردم و دولت در این است که مردم ایران خوب می دانند که چگونه از شهدایشان تکریم بعمل آورند و برخلاف دولت فرق قبرستان با مراکز عمومی و علمی و تحصیلی را بخوبی می دانند. آیا بهتر نبود که به جای پاره پاره کردن این بقایای گمنام و فرستادن آنها به غرب و شرق و شمال و جنوب کشور، سربازان گمنام، با ادای احترام گارد ملی و حضور رئیس جمهور به عنوان نماینده ملت، در جایی آرام می گرفتند که در شان و مرتبه اشان بود و قدردانی از آنها معادل کتک زدن جوانان دانشگاهی و بازداشت آنها نمی شد؟ چرا حریم شهدا را نگاه داشته نمی شود و از آنها نیز می خواهند استفاده ابزاری کنند؟ تنها دلیلی که برای این بی حرمتی به مقام این جان باختگان می توانم بیابم، دسترسی آسان توسط گروههای شورشی و سرکوبگر به محوطه دانشگاهها در آینده است.
دانشجویان با خواندن شعار یار دستانی و حمل پلاکاردهایی با مضامین روزهای گذشته از قبیل ”دانشگاه قبرستان نیست”، “خوارج باز آمدند”، “پروژه امنیتی در دانشگاه محکوم است”، “یارانمان را آزاد کنید” و دادن شعارهای ”دیکتاتور زمانه شهید شده بهانه”، ”بسیجی بی عرضه قرآن سر نیزه”، “مرگ بر دیکتاتور”، ”انصار برو گمشو”، و… مخالفت خود را با این پروژه و بازداشت ۴ دانشجوی پلی تکنیکی نشان میدادند. بعد از این اعتراضات و ادامه آنها که با برخورد شدید نیروهای داخل دانشگاه اعم از انصار، نیروهای انتظامی، انصار حزب الله که از صبح روز دوشنبه در دانشگاه مستقر شده بودند، نیروهای بیرون دانشگاه که از دانشگاه تهران به پلی تکنیک لشکرکشی کرده بودند به دانشگاه رسیدند و از ساعت ۱۲:۳۰ درگیری ها به شدت افزایش پیدا کرد. در حدود۱۵۰۰ دانشجو در این اعتراضات شرکت کرده بودند که عده ای از آنها با روبندهایی که به صورت خود زده بودند در صف اول حرکت می کردند. برخورد ها بسیار وحشیانه بوده است و با اینکه دانشجویان تنها به حمل پلاکارد های خود مشغول بودند، نیروهای به اصطلاح اسلامی و حزب الله با تمام نیرو و توان با آنها برخورد کردند. خبرها حاکی از این است که این نیروها از باتوم، اسپری، چاقو و سلاح های دیگر برای زخمی کردن دانشجویان استفاده کرده و تعدادی از دانشجویان مضروب شده اند و آنها را به دانشکده های دانشگاه منتقل کرده اند.
امیر ابراهیمی

شکنجه دو فعال بازداشتی در اردبیل برای گرفتن اعتصاب
بنابرگزارش های رسیده، دو فعال آذربایجانی به نام های رامین و ابراهیم صادقی اصل که از روز ۱۷ بهمن ۸۷ توسط ماموران امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل انتقال یافته اند، تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار دارند.
این دو برادر بازداشتی برای اعتراف کردن به اتهامات از پیش آماده شده، تحت انواع شکنجه ها شامل شوک الکتریکی، ضرب و شتم شدید، بی خوابی، ایجاد آلودگی صوتی برای ساعتها، توهین و تحقیر کلامی و حتی جلوگیری از استفاده آنان از دستشویی قرار گرفته اند.
در این میان وضعیت آقای رامین صادقی که در اعتراض به فشارهای وارده دست به اعتصاب غذا هم زده است نگران کننده گزارش شده است، بطوریکه وی در اثر تحلیل قوای جسمانی چندین بار بی هوش شده است.
خانواده صادقی که بشدت نگران سلامت عزیزانشان هستند، می گویند "سلامتی فرزندان ما هم اکنون در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در خطر است زیرا آنها تحت شکنجه و در اعتصاب غذا قرار دارند و هنوز هیچ گونه تفهیم اتهامی صورت نگرفته و مراجعه ما به دادگاه انقلاب اردبیل برای آگاهی از اتهام آن دو بی نتیجه بوده است و هیچ مرجع قضایی و امنیتی پاسخگویی ما نیست."
با توجه به موارد قبلی شکنجه فعالان اردبیلی در بازداشتگاه اطلاعات و صدور احکام سنگین برای آنان بیم آن می رود که این فعالان نیز زیر شکنجه مجبور به اعتراف به کارهای ناکرده کنند و برایشان حکم های سنگین صادر شود.
شایان ذکر است در هفته های گذشته برای شش فعال مدنی در اردبیل که در بین آنها سه دانشجو و یک روزنامه نگار نیز دیده می شوند حکم پنج سال حبس و تبعید صادر شده است.



محمد اسماعیل صلاحی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که هم اکنون با شکایت اداره کل اطلاعات یزد، در زندان اردکان یزد دوران محکومیت خود را می گذراند ، از سوی کمیته مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی ایران به محرومیت از تحصیل در کل واحدهای دانشگاهی محکوم شد . صلاحی در سال 84 در رشته حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد میبد پذیرفته شد و در نیمسال اول سال تحصیلی 88-87 از این واحد دانشگاهی به موجب تصمیم کمیته انضباطی اخراج گردید. با اعتراض وکلای مدافع صلاحی کمیته مرکزی دانشگاه در تهران، مجازات اخراج را به محرومیت از تحصیل در کل واحدهای دانشگاهی آزاد در ایران تعمیم داد .
امید بهروزی، حقوقدان و وکیل سابق دادگستری علت صدور حکم محرومیت از تحصیل این درویش گنابادی را تشکیل پرونده قضایی علیه وی به اتهام توهین به مقام رهبری و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد و گفت : آراء صادره انضباطی و مجازات اعمال شده علیه آقای صلاحی، فاقد وجاهت قانونی است چرا که در تصمیم کمیته انضباطی، علت اخراج، توهین به مقام رهبری و بنیانگذار جمهوری اسلامی عنوان شده است. هرچند ایشان کراراً نزد مقامات قضایی منکر اتهامات انتسابی بوده اند اما این اتهام مطابق بند 3/1-الف ماده3 آئین نامه انضباطی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی (توهین یا فحاشی یا هتاکی) در زمره جرایم عمومی دانشجویان است که حداکثر تنبیهات پیش بینی شده توبیخ کتبی و درج در پرونده دانشجویی است . و مشمول حکم بر اخراج دایم از کل واحدهای دانشگاهی و معرفی به حوزه نظام وظیفه نمیشود.. حتی این مجازات سنگین درباره تخلفات سیاسی دانشجویان مانند عضویت در گروههای محارب و ارتکاب اعمالی بر ضد نظام نیز در نظر گرفته نشده است.
بهروزی در ادامه می گوید : براساس بند 2 ماده 3 آئین نامه مزبور، کمیته های انضباطی موظفند پس از ابلاغ و تفهیم کتبی موارد تخلف، از دانشجوی مربوطه، مصاحبه حضوری به عمل آورده و دفاعیات وی را مورد توجه قرار دهند. متاسفانه درخصوص پرونده صلاحی، بدون احضار و دعوت قبلی و بدون استماع اظهارات و دفاعیات قانونی، حکم بر محرومیت از تحصیل در کلیه واحدهای دانشگاهی صادر شده است.
بهروزی با سلیقه ای دانستن حکم صادره علیه این درویش نعمت اللهی گنابادی، آن را تعرض آشکار به حقوق قانونی صلاحی خواند و افزود : برابر ماده 2 آئین نامه انضباطی دانشجویان، دانشگاه آزاد اسلامی برای لزوم رعایت موازین شرعی و مقررات دانشگاهی و حفظ شؤون و حیثیت دانشجو، این آئین نامه را تصویب و به اجرا گذاشته است و ماده 3 آئین نامه، تصمیم مفاد آن و جلوگیری از اعمال سلایق متفاوت در واحد دانشگاهی را با تعیین دقیق موارد اتهامی و اجرای تنبیهات آن با تفکیک موارد، مشخص نموده است. اما اعضای کمیته بدوی و مرکزی انضباطی دانشگاه آزاد اسلامی، بدون درنظر گرفتن مفـاد آئین نامه، درخصوص نامبرده سلیقه شخصی را اعمال و اقـدام به صـدور حکم مبنی بر محرومیت از تحصیل در کلیـه واحدهای دانشگاهی و معـرفی به حـوزه نظام وظیفه نموده اند که این اقدام، خلاف قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور و نوعی تعرض آشکار به حقوق قانونی و شرعی وی می باشد.
گفتنی است امید بهروزی حقوقدان جوانی است که پروانه وکالتش به دلیل دفاع از حقوق دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در جریان تخریب حسینیه شریعت قم در بهمن ماه 1384 از سوی مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضاییه ایران باطل شد و هیأت اجرایی این مرکز ، رأی به عدم صلاحیت وی برای ادامه شغل وکالت صادر کرد


حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد، معاونت امنیت استان تهران با حضور در بند 240 زندان اوین با دانشجویان بازداشت شده مراسم 18 بهمن (سالگرد مهندس بازرگان) که در اعتصاب به سر می برند ملاقات کرد.
فعالان دانشجویی به نامهای مجید توکلی، حسین ترکاشوند، کورش دانشیار و اسماعیل سلمانپور از اعضای اصلی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، در پی شرکت در مراسم سالگرد مهندس بارزگان در تاریخ 18 بهمن ماه، که با مجوز قانونی برگزار شده بود، به همراه سه فعال مدنی و شهروند دیگر بازداشت و به بند 240 زندان اوین منتقل شدند.
نامبردگان در اعتراض به بازداشت غیرقانونی و رفتار کینهورزانه نیروهای امنیتی دست به اعتصاب غذا زدند. مجید توکلی همزمان با بازداشت و سایر دانشجویان از هفت روز قبل وارد اعتصاب غذا شدهاند. مجید توکلی از هفت روز قبل از نوشیدن آب نیز امتناع کرده است (اعتصاب خشک).
این دانشجویان همزمان با اعتصاب خود نامهیی را به معاونت امنیت استان تهران مبنی بر اعلام اعتصاب غذا و آب با عنوان اینکه پیامد و مسئولیت نتایج آن به طور مستقیم بر عهدهی ایشان است ارسال کردند.
روز شنبه 26 بهمن ماه، قاضی حسن حداد با حضور در این بند با این دانشجویان ملاقات کرد. دانشجویان اعتراض خود را به صورت حضوری به اطلاع این مقام امنیتی رساندند و آزادی بی قید و شرط خود را خواستار شدند. از پاسخ قاضی حداد به به این دانشجویان اطلاعی در دست نیست. معاون امنیت استان تهران در این مراجعه با تعداد دیگری از زندانیان این بند نیز ملاقات کرد که در یک مورد زندانی با هویت محفوظ را مورد تهدید در خصوص پرونده خود قرار داد.
همچنین شنیدهها حاکی از انتقال مجید توکلی به بند 209 در روز گذشته است، وی که در یازدهمین روز اعتصاب غذا و هفتین روز اعتصاب آب وضعیتی به شدت بحرانی دارد تنها با کمک نگهبانان امکان حرکت کردن را داشته است. بندی که مجید توکلی احتمالا به آنجا منتقل شده است مستقیم زیر نظر وزارت اطلاعات مدیریت میشود. این دانشجو در پروندهی قبلی حبس 15 ماههی خود، در همین مکان مورد شکنجه قرار گرفته بود.
به دلیل عدم اجازهی ملاقات یا تماس به این دانشجویان زندانی کسب اطلاع از سرنوشت آنان با دشواری متعددی روبهرو است، این موضوع نگرانی از امنیت جانی این افراد و وضعیت به شدت بحرانی آنان را دو چندان کرده است.
![]()

همزمان با آخرین ضرب و شتم و برخورد غیرانسانی و توهین آمیز با جواد عیزاده ، موج اعتراض زندانیان سیاسی این زندان در حمایت از این فعال حقوق بشر موجبات عذرخواهی مسئولان زندان، خروج از سلول انفرادی و پایان اعتصاب غذای وی را فراهم آورد.
این دانشجوی محروم از تحصیل که در طول مدت 33 روز بازداشت خود به صورت مکرر از سوی نیروهای اطلاعات ناجا، وزارت اطلاعات و مسئولان زندان سنندج مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته بود ، پس از چهار اقدام به شکایت که از سوی مسئولان بی پاسخ مانده بود ، در تاریخ 26 بهمن ماه مبادرت به اعتصاب غذا نمود.
واکنش مسئولان مربوطه به اعتصاب غذای این فعال حقوق بشربی توجهی و انتقال ایشان به سلول انفرادی بود ، انتشار خبر برخوردهای توهین آمیز با آقای علیزاده ، موجبات اعتراض سایر زندانیان عقیدتی زندان مرکزی سنندج را فراهم آورد . اکثریت زندانیان بند 2 این زندان (حدود شصت زندانی) در اعتراض به برخوردهای ناشایست صورت پذیرفته در تاریخ یکشنبه 27 بهمن ماه اقدام به اعتصاب نمودند. مسئولان رده بالای زندان همچون ریاست، مسئولان حراست و غیره با مشاهده واکنش زندانیان در این مکان حاضر گشته و ضمن فراخواندن زندانیان به آرامش عنوان داشتند که مسئله آقای علیزاده و سایر مشکلات مطرح شده از سوی زندانیان که بیشتر مسائلی همچون برخوردهای غیراخلاقی، بی حرمتی و اعمال سلیقه بود را پیگیری خواهند نمود. وعده مسئولان مبنی بر حضور در روز پنج شنبه مورخه 1 اسفند در این بند برای پاسخگویی مناسب تر و اقدامات لازم باعث شد تا زندانیان عقیدتی این بند با پایان دادن اعتصاب خود در انتظار وعده های داده شده بمانند.
همزمان با این واقعه ، مسئولان زندان منجمله مسئول حراست، با مراجعه به سلول انفرادی جواد علیزاده با وی ملاقات و گفتگو نمودند. عذرخواهی و وعده مسئولان به ایشان در خصوص پیگیری و برخورد با شخص یا اشخاص خاطی که مبادرت به ضرب و شتم و شکنجه ایشان نموده بودند و بازگرداندن این فعال حقوق بشر به بند عمومی قرنطینه زندان، باعث شد تا به درخواست سایر زندانیان وجدانی، آقای علیزاده به اعتصاب غذای خود پایان دهد و در انتظار تحقق وعده های داده شده مسئولان بماند.

یکی از هواداران آیت الله بروجردی به همراه همسر و فرزند خردسال خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل aد.
صبح امروز 29 بهمن ماه، مامورین دادسرای ویژهی روحانیت و وزارت اطلاعات، به منزل خانم زهره شریفی از هواداران آیتالله بروجردی مراجعه و وی را به همراه همسر خود به نام محمد انصاری و کودک 5 ساله ایشان به نام امیرمهدی انصاری، بازداشت کرده و تعدادی از لوازم شخصی ایشان را نیز مصادره و با خود بردند. تا شامگاه امروز، هیچ اطلاعی از سرنوشت آنها به دست نیامده است.
یادآوری میشود خانم زهره شریفی در روز 9 بهمن ماه سال جاری به همراه خانمها، زهرا عبداللهوند و مریم قاسمی در مقابل دادسرای ویژهی روحانیت بازداشت شده بود، اما پس از بازجوییهای اولیه آزاد شدند.
طی چند هفته اخیر فشارها بر آیت الله بروجردی که در سلول انفرادی زندان یزد به سر می برد و همچنین هواداران ایشان افزایش نگران کنندهیی یافته است
![]()

مادر و فرزندی به نامهای هود یازرلو و نازیلا دشتی توسط دادگاه انقلاب شهر تهران در مجموع به تحمل شش سال حبس تعزیری توام با تبعید محکوم شدند.
در تاریخ 4 خرداد ماه سال جاری، هود یازرلو دانشجوی دانشگاه معصومیه قم به همراه مادر خود خانم نازیلا دشتی پس از بازگشت از سفر عراق که به قصد دیدار با بستگان صورت گرفته بود، به دادگاه انقلاب احضار شده و سپس بازداشت شدند. نیروهای امنیتی ملاقات این افراد با بستگان خود را که در قرارگاه اشرف (پایگاه سازمان مجاهدین خلق) به سر میبرند، دلیل اولیهی این بازداشت اعلام کردند. نازیلا دشتی مدتی پس از بازداشت با قید وثیقه آزاد شد، اما هود یازرلو کماکان در زندان ماند. وی در تاریخ 15 آبان به اتهام هواداری از سازمان سیاسی گفته شده به همراه مادر خود در شعبهی پانزده دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی محاکمه شدند. یازرلو پس از تحمل 9 ماه حبس که بیش از 7 ماه آن در بند امنیتی 209 زندان اوین سپری شده بود، صبح روز جاری به زندان محکوم شد. در حکم و دادنامهی صادره یازرلو و نازیلا دشتی که از زندانیان سیاسی سابق است، هر یک به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شدند. در حکم اشاره شده، احکام زندان، توام با تبعید به زندان رجایی شهر کرج همراه بوده است.
در این دادگاه آقای دکتر محمد شریف نیز به عنوان وکیل مدافع حضور داشت که با مبهم بودن استنادات در حکم صادره تصمیم خود برای اعتراض به این پرونده را اعلام داشتند.
لازم به یادآوری ماههای آخیر تعداد زیادی از خانوادهها و افرادی که به این پایگاه حتا به قصد دیدار با بستگان خود عزیمت کرده بودند بازداشت و به حبسهای طولانی مدت محکوم شدهاند

یکی دیگر از مسئولان جامعه بهایی در شهر ساری بازداشت شد با این حساب شمار مسئولان دربند این جامعه مذهبی در شهر ساری به سه تن افزایش یافت.
نیروهای امنیتی در تاریخ 21 بهمن ماه سال جاری با حکم دادگاه انقلاب شهر ساری به منزل مسکونی خانم تقی زده مراجعه نمودند و نسبت به تفتیش منزل و جمع آوری کتاب، تصاویر مذهبی و سایر لوازم شخصی ایشان مبادرت نمودند.
در زمان مراجعه ماموران امنیتی به منزل این شهروند حکم احضاریه ای به ایشان جهت معرفی خود به ستاد خبری در تاریخ 27 بهمن ماه تحویل گردید، نامبرده پس از مراجعه به ستاد خبری در تاریخ مورد اشاره بدون ذکر دلیل توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد.
با بازداشت خانم طره تقی زاده، مسئولان دربند جامعه بهایی در شهر ساری به سه تن افزایش یافتند، پیش تر آقایان فیض الله روشن و فؤاد نعیمی از مسئولان این جامعه مذهبی بازداشت شده بودند.
امیرحسین موحدی دبیراول کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران در میزگردرادیو فرانسه:
کارنامه اصلاح طلبان در حوزه حقوق اقوام ناامیدکننده ووخیم است
دبیراول کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران درمیزگردی که۲۲فوریه در رادیو فرانسه بمناسبت روز جهانی زبان مادری برگزار شد در رابطه با کارنامه اصلاح طلبان در مورد اقوام ایران یادآوری کرد بسی جای تاسف است که این مجلس اصلاحات بود که لایحه اجرای اصول۱۵و۱۹قانون اساسی را ردوازدستور کار خارج کرد وتجربه انتخابات گذشته ریاست جمهوری هم نشان داد که مردم آذربایجان به سران وحتی روشنفکران موسوم به اصلاح طلب اعتمادی ندارند .مشروح لینک ای مصاحبه رابزودی درپایگاه خبری کمیته بحران خواهیم داشت/تدین/

پشتیبانی از زندانی سیاسی جواد علی زاده-انجمن زندانیان سیاسی
به اگاهی فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر می رسانیم ،همان گونه که در اطلاعیه ی پیشین اوردیم، جواد علی زاده فعال حقوق بشر که به تازگی از زندان ازاد شده بود بار دیگر ،همراه با ضرب و شتم از سوی نیرو های امنیتی در سنندج بازداشت شد. این کوشنده ی مدنی پس از ازادی از زندان به قصد شرکت در برنامه هایی که از سوی حامیان دفاع از حقوق مدنی شهروندان کرد، ترتیب داده شده بود راهی مناطق غرب کشور شد و در یکی از این برنامه های مدنی بازداشت شد که هیچ اطلاعی از او در دست نیست. به همین مناسبت،از سوی نهاد های دانشجویی و مدنی کرد و برای پشتیبانی از این زندانی،سایتی ترتیب داده شده است که گزارش های مربوط به ایشان در ان درج گردیده است. با حمایت خود از این زندانی مظلوم میزان پایبندی خود به موازین حقوق مدنی و شهروندی را محک بزنیم. انجمن زندانیان سیاسی
--------------------------------------------------------------------------------
بيانيه مشترك "اتحاديه ي دمكراتيك دانشجويان كورد" و "سازمان دفاع از حقوق بشر كوردستان" در خصوص دستگير
هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد این حق متضمن آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشند ... " ( ماده نوزدهم اعلامیه ج . ج . پ )
جای بسی تاسف است که تا کنون پس از گذشت شصت سال از انتشار این بیانیه هنوز هر از چد گاهی ناچار می شویم این مفاهیم اساسی حقوق انسان را که وجدان بشری بارها در متون بین المللی به عنوان ارزشهای جهانشمول تکرار و تاکید نموده باید برای حاکمیتی تکرار کنیم و گوشزد نماییم که خود امضاء کننده آن است .
متذکر شدن پی در پی این مفاهیم به حاکمیتی که سعی در از یاد بردن حقوق ابتدایی و طبیعی انسان دارد هر بار هزینه ای را به جامعه مدنی مجموعه فعالان دموکراسی خواه و حقوق بشر تحمیل می کند تا تاریخ برای قضاوت دو صف را در مقابل هم داشته باشند و تا جواد علی زاده ها معیار رو سفیدی در تاریکترین صفحات تاریخ ما باشند .
محکومیت ترین بازداشت مظلومانه و غیر انسانی جواد علی زاده بی هیچ تردیدی هر وجدانی را به موضع وا می دارد و هیچ تفاوتی را در اندیشه و نژاد دو ملیت بر نمی تابد .
نقض روز افزون حقوق بشر و بازداشتهای خود سرانه عزم جدی استبداد را برای سرکوب بارها نشان داده است اما نتیجه این رفتارها و سیاستهای سرکوب گرانه چیزی نخواهد بود جزانسجام و اصرار روز افزون رهروان آزادی ، به انتظار نتیجه ای غیر از این هستند زمانی از تاریخ درس خواهند گرفت که دیگر دیر شده است . لذا برای تفکیک جایگاه خود در میان صنوف حق و باطل به شدت بازداشت جواد علی زاده را که همراه با ضرب شتم وی و همچنین هتک حرمت از اماکن مورد احترام در حین شرکت در مراسم سالگرد ابراهیم لطف الهی بر سر مزار آن مرحوم از جانب نیروهایی که خود را حافظ ارزشها و حقوق افراد این جامعه می دانند به محکوم می نماییم و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط وی هستیم .
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:8 توسط جواد | آرشیو نظرات نظر بدهید
--------------------------------------------------------------------------------
بيانيه اعتراضي دانشجویان کرد دانشگاه همدان در خصوص دستگيري جواد عليزاده
در پی بازداشت جواد علیزاده (فعال حقوق بشر) كه هفتهی گذشته به دنبال سخنرانی درباب نقض گسترده حقوق بشر در كردستان و دفاع از كرامت انسانی، در مراسم سالگرد درگذشت ابراهیم لطف الهی (ابراهیم لطف الهی سال گذشته در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به طرز مشكوكی جان خود را از دست داده و حتی جنازهاش تحویل خانواده نگردید) برای سومین بار در سال گذشته روانه سلولهای انفرادی گشته است.
ما به عنوان جمعی از دانشجویان كرد و فعالین دانشجویی و مدنی شهر همدان مراتب اعتراض خود به نقص حقوق انسانی بنابر مواد ذیل در اعلامیه جهانی حقوق بشر؛
ماده پنجم: احدی را نمی توان تحت شكنجه یا مجازات یا رفتاری قرارداد كه ظالمانه یا خلاف انسانیت و شئون انسانی باشد.
ماده نهم: احدی را نمیتوان خودسرانه توقیف حبس یا تبعید نمود.
اعلام داشته و خواهان آزادی هرچه سریعتر وی از زندان هستیم
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:3 توسط جواد | آرشیو نظرات نظر بدهید
--------------------------------------------------------------------------------
بیانیه اعتراض آمیز جمعی از دانشجویان کرد دانشگاههای تهران و فعالان مدنی وسیاسی کردستان در خصوص دستگی
در حالی پای به سال میلادی جدید گذاشتهایم که کماکان پرچم فاشیسم به عنوان پدیده نامطلوب تاریخی، سیاسی در حال به اهتزاز در آمدن است. فاشیسمی که رژیم جمهوری اسلامی ایران پرچمدار آن شده است. رژیمی که همچون بیماری شیزوفرنیک یا می ترساند یا میترسد، یا میکشد یا قربانی میدهد و این در حالی است که دولت جمهوری اسلامی ایران در قبال جامعه جهانی متعهد به اجرای مفاد سند جهانی حقوق بشر - میثاق حقوق مدنی وسیاسی – میثاق حقوق اجتماعی واقتصادی - کنوانسیون منع شکنجه -کنوانسیون عدم تبعیض نژادی و... میباشد ولی همچنان در مسیر مخالفت وپایمال کردن این تعهدات در حال حرکت است واین مسلئه در سالهای سیاه رادیکالیسم مذهبی وفاشیسم ملی به از جانب دولت احمدی نژاد به اوج خود رسیده است وآثار آن با داشتن بیشترین زندانیان سیاسی و فعالین حقوق بشر، خبرنگاران، دانشجویان وتوقیف مطبوعات به روشنی قابل مشاهده است. هرآنچه گفته شد عناصر به هم پیوستهای هستند که فاشیسم بودن رژیم را به اثبات میرساند اما آنچه تامل برانگیزتر است خشونت عریانی است که رژیم در کردستان اعمال میکند خشونتی که جای قدرت به معنای واقعیش را گرفته و آنچه رژیم را نگه داشته خشونت است خشونتی عریان و نمادین در کردستان در طول این سالها اکثر زندانیان سیاسی ایران را کردها به خود اختصاص داده اند زندانیانی که از داشتن حداقل حقوق زندانی محرومند وحتی نسبت به زندانیان مرکز تحت فشار مضاعفی هستند، که زندانها و دستگاه اطلاعاتی رژیم در کردستان را به مخوف ترین زندانها تبدیل کرده است. شهید شدن ابراهیم لطف الهی این ادعا را به اثبات میرساند، مرگی که جنایت علیه بشریت می باشد با سکوت همگان همراه بود.
پس از سالهاپرومته ای ایرانی ظهور کرد و بالمس ودرک رنج وظلم ها ی روا داشته شده بر ملت کرد از سوی رژیم وجریانهای به اصطلاح دمکراتیک در ایران ،دفاع خود از حق وحقوق انسانی و حقوق بشر انه این ملت اعلام نمود و آن را به عرصه عمل وارد کرد. جواد رهایی را تنها در مبارزه برای حقوق بشرمیدید. برای او آزادی همان مبارزه برای آزادیست.
وی بارها در اعتصابات وتجمعات (همچون 16آذر 86) و محافل روشنفکری اعلام نموده که ملت کرد حق دارند سرنوشت خود را تعیین کنند. تنها آرمان وی حقوق بشر بدون سانسور بود اما فاشیسم حاکم بر رژیم نتوانست حسن نیت جواد را به فال نیک بگیرد و در مراسم سالگرد شهید شدن ابراهیم لطف الهی بعد از سخنرانی وی در مورد وضعیت حقوق بشر در کردستان به وی حمله نموده و با زیر پا نهادن تمام اصول انسانی وی را به طرز اسفباری در ملاء عام در زیر شکنجه به مکان نامعلومی ربودند.
جواد مردیست از دیار گیلکان از خطه قهرمان رودسر که برای اولین بار در تاریخ ایران پرچمدار این شد که به حمایت ازجنبش رهایی بخش ملت کرد بپردازد ونام خود را برای همیشه در تاریخ پر افتخار این ملت ثبت کند.
ما جمعی از دانشجویان کرد دانشگاهای تهران وفعالین مدنی وسیاسی کردستان ضمن محکوم نمودن سکوت مجامع سیاسی و روشنفکری داخل وخارج خواستار آزادی هرچه سریعتر جواد علی زاده دانشجوی اخراجی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبایی و فعال قوق بشر و دمکراسی خواه واقعی هستیم واز مجامع روشنفکری وسیاسی داخلی میخواهیم به پرومتهای ایران جواد علی زاده بپیوندند زیرا وی حقوق بشر را برای همگان میخواست

برخورد ضد انسانی با احمد دانش پذیر-انجمن رندانیان سیاسی
احمد دانش پذیر که یک سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و قرار بود امروز ۱۷ بهمن پس از پایان یک سال حبس ازاد شود،همچنان ازاد نشد. این در حالی بود که خانواده ی او از جمله مادر پیرش در هوای سرد و بارش برف سنگین از ساعت ها پشت در زندان اوین منتظر ماندن و با کمال تاسف اگاه شدند که برای اقای دانش پذیر پرونده ی دیگری ساخته شده و باید روز شنبه به دادسرا اعزام شود. اگر دستگاه امنیتی و قضایی بنا داشت این زندانی را ازاد نکند و برایش پرونده ی دیگری بسازد حداقل انسانیت ایجاب می کرد که پیش از ان به او ابلاغ می کردن نه این که ازادی او را برای روز ۱۷ بهمن تقویم نمایند ولی همان روز برایش احضاریه ی جدیدی بیاورند. این گونه اقدامات نوعی شکنجه ی سفید از سوی حکومت ها ی ایدئلوژیک و فاشیستی است که علیه مخالفین خود اعمال می کنند و رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی به این لحاظ پرونده ی قطوری دارد.انجمن زندانیان سیاسی.۱۷/بهمن ۱۳۸۷

دیدار اعضای جبهه ی متحد کرد با مهندس طبرزدی -انجمن زندانیان سیاسی
چند تن از مسئولین جبهه ی متحد کرد شاخه ی استان کردستان با مهندس طبرزدی دیدار کردند. در این دیدار که علاوه بر اقای اسماعیل مفتی زاده از شخصیت های مبارز کرد،و اقایان مهندس فراز و دکتر مرادی از مسئولین بلند پایه ی جبهه ی متحد کرد شاخه ی کردستان ،چند تن دیگر از دانشجویان و روزنامه نگاران عضو این جبهه نیز حضور داشتند،یکی از موضوعات مهمی که مورد بحث قرار گرفت شرایط زندانیان سیاسی کرد بود. از جمله فرزاد کمانگر،اقای کبود وند،روناک صفار زاده و سایر زندانیان سیاسی کرد که تعداد ان ها بسیار افزایش یافته و در شرایط نا مناسبی نگهداری می شوند. در این دیدار فعالان مدنی کرد برای رسیدگی به وضعیت این زندانیان ،پیشنهاد هایی مطرح کردند. همچنین از بازداشت مجدد اقای جواد علیزاده فعال حقوق بشر که از حقوق کرد ها دفاع می کند و اخیرا در سنندج بازداشت شده است ، ابراز نگرانی کرده و اعلام داشتند که ایشان میهمان ما بود و به همین دلیل از بازداشت او در خانه ی ما به شدت نا راحت هستیم. مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک و عضو انجمن زندانیان سیاسی نیز ضمن ابراز همدردی با این هموطنان کرد،به ویژه در مورد اقای علیزاده از مظلومیت این زندانی سخن گفت. در این دیدار طرفین قرار گذاشتند در مورد همه ی زندانیان سیاسی به ویژه علیزاده تلاش بیشتری انجام بدهند. انجمن زندانیان سیاسی
داریوش بزرگترین خواننده ی ایران است اما فقط 1 خواننده نیست . داریوش انسانی بزرگ در رده سیاسی و اجتماعی و هنری کشور هست کسی بود که به دلیل خواندن ترانهای سیاسی به زندان افتاد و سختی ها کشید کسی هست که پس از گذشت 30 سال از انقلاب سیاه اسلامی هر بار که کلامی بر سخن میاورد و حرفی میزند همیشه با اعتراض علیه این نظام همراه بوده و خواستار ازادی برای جوانان و مردمان ایران بوده. در ترانهایش هم بعد انقلاب میتوانیم این نکته را ببینیم که با زبان زیبای ترانه ضربه های محکمی به جمهوری اسلامی و دشمنان ایران زده مثل اهنگ نامه به وطن - دوباره میسازمت وطن- بپاخیزید - حرکت - بمان مادر و صدها ترانه دیگر و اهنگ رازقی که در زیر متنش رو گذاشتم خوانده و شکایت خودش رو از این نظام به زبان اورده . ترانه رازقی مربوط به واقعه 18 تیر است که با اعتراض عظیمی از دانشجویان و جوانان ایران همراه بود که 1 روز به طول انجامید و با سرکوب و کشتار ماموران جمهوری اسلامی همراه بود که قبلا مطلبی در این مورد در وبلاگم گذاشته بودم.

Iran's regime kills another juvenile
Stop Child Executions Campaign was notified that this morning another Iranian youth : Javad Shojaei was executed in a prison yard in the central city of Isfahan, Iran. Javad Shojaei was sentenced to death by hanging for an alleged murder in the year 2000 when he was only 16 years old. Javad's execution was later approved by Iran's superior court. All child executions are performed with prior approval of Ayatollah Shahrudi , the head of Iran's judiciary.
Unfortunately SCE Campaign had no prior knowledge of Javad's case and his name was not among our recorded list of the 96 children facing execution in Iran. SCE Campaign has continuously stated that the number of juveniles facing execution in Iran substantially exceeds those we have been able to record so far. In violation of it's own laws and international laws, the Islamic regime in Iran does not disclose nor publish the names of those facing execution. It is feared that many others have also been executed without the knowledge of outside world. According to a high official of Iran's police, there are at least 170 children facing execution in Iran.
Stop Child Executions Campaign strongly condemns the execution of Javad Shojaei which is in direct violation of international conventions of the rights of the child and calls on the Iran's regime to immediately halt all child executions and approve the parliamentary bill regarding juvenile rights which has been blocked by the fundamentalists during the past 4 years .
In a recent article published in Iran's Etemaad Meli newspaper, Mohammad Mostafaei who represents many Iranian children facing execution, stated that child execution is also in direct violations of Iran's Sharia law, because the reference to the ages of adulthood at 15 for boys and 9 for girls within Iran's legal codes was NOT (nor was intended to) extend to criminal cases.

































